در لرستان اتفاق افتاد: ضرب و شتم فمینیست ها، بازداشت سندیکالیست ها
زنجیره ای از حوادث جالب توجه بین 14 و 16 سپتامبر (23 تا 25 شهریور) در شهر خرم آباد مرکز استان لرستان روی داد:
کارگاه آموزش حقوق زن در خرم آباد با حمله پلیس، ضرب وشتم و بازداشت شرکت کنندگان و اعضای کمپین یک میلیون امضا متوقف شد. 25 شرکت کننده این کارگاه تا نیمی از شب در بازداشت بودند. رضا دولتشاه، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور فعالان اجتماعی خرم آباد که مورد ضرب و شتم پلیس نیز قرار گرفته بودند همچنان در بازداشت بسر می برند و به رغم پیگری های دوستان و خانواده هایشان هیچ خبری از وضعیت و مکان بازداشت شان اعلام نشده است.جرم آنها برگزاری یک کارگاه آموزشی در خانه ای کوچک و با عده ای محدود است در مورد قوانین نابرابر همچون تعدد زوجات، شهادت، دیه نابرابر و غیره..
رضا دولتشاه، بهمن آزادی، و خسرو نسیم پور میزبانان بازداشت شده کارگاه آموزش حقوق زن در خرم آباد از اعضای « کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری» بودند. کمیته هم درباره این ماجرا اطلاعیه ای صادر کرد:
روز جمعه 23/ 6/ 86 ، ساعت 11صبح نیروی انتظامی و امنیتی خرم آباد به نشست فعالان جنبش زنان که دراین شهر و درمنزل یک از اعضای کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری تشکیل شده بود یورش برده و تمام افراد شرکت کننده در نشست (24نفر) را بازداشت کردند. این نشست با حضور تنی چند از فعالان جنبش زنان در تهران که به خرم آباد رفته بودند تشکیل شده بود.ماموران پس از تفتیش منزل به مردان شرکت کننده در نشست دستبند زدند و می خواستند به زنان نیز دستبند بزنند که با مقاومت آنان رو به رو شدند و از این کار منصرف شدند. بازداشت شدگان سپس با چشم بند به یکی از بازداشتگاه های شهر منتقل شدند. ماموران ازتمام بازداشت شدگان بازجویی کردند و در اواخر شب جز سه نفر بقیه را ازاد کردند. این سه تن که از اعضای کمیته هماهنگی در خرم آباد هستند عبارتند از خسور نسیم پور، رضا دولتشاه ، و بهمن آزادی . با وجود مراجعه خانواده های این فعالان کارگر به مقرهای نیروی انتظامی از محل نگهداری و وضعیت آنان خبری در دست نیست.
ما هجوم نیروهای انتظامی و امنیتی به نشست فعالان جنبش زنان را محکوم می کنیم و خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط اعضای کمیته هماهنگی در خرم آباد هستیم.
به نوشته وبسایت کمپین یک میلیون امضا طی حمله نیروهای انتظامی لرستان به فعالین حقوق زنان و حقوق کارگری از جمله اتفاقات زیر افتاده است:
هنوز بخش معرفی کمپین و شرح تاریخچه جنبش زنان در ایران تمام نشده بود که حدود ساعت 11.40 دقیقه در به شدت کوبیده شد. وقتی بهمن آزادی همسر یکی از شرکت کنندگان در را به روی آنان باز کرد، 10 پلیس مسلح با لباس نظامی و شخصی و 3 پلیس زن با خشونت وارد خانه شدند و از همان آغاز، به وی حمله کرده و با قنداق تفنگ ولگد او را مورد ضرب وشتم قرار دادند.
[شرکت کنندگان در کارگاه آموزش حقوق زن در خرم آباد ] را به دو اتاق راندند. در یک اتاق به خشن ترین شیوه زنان را برهنه کردند و تمام بدن آنها را مورد بازدید قراردادند و در اتاق دیگر مردان را. علاوه بر این، تمام وسایل شخصی صاحبخانه و میهمانان را به هم ریخته و تجسس کردند. همه این کارها با اهانت و توهین زیاد به شرکت کنندگان همراه بود.
پس از یک ساعت توهین و تجسس و ضرب وشتم و ضبط وسایل شخصی، تعداد زیادی دستبند آوردند. ابتدا به دست مردان دستبند زده و آنها را از خانه خارج کردند، با فریادهای اعتراض آمیز زارا امجدیان و حمایت بقیه اعضای کمپین، زنان از دستبند زدن امتناع کردند.
شرکت کنندگان در کارگاه هنگام خروج از منزل با جمعیتی رو به رو شدند که پلیس به آنان گفته بود که این افراد به خاطر " راه انداختن بساط لهو و لعب" بازداشت شده ان.
حاج آقای قاضی پرونده وارد شد و مواردی را یادآوری کرد از جمله " شما همان زن هایی هستید که می خواهند به جای یک شوهر 4 شوهر داشته باشند و...یا بیچاره زنان خرم آباد که شما می خواهید آنهارا آگاه کنید."
پس از بازجویی از همه، به ویژه از زنان خرم آبادی می خواستند که تعهد دهند دیگر در جلسات غیر قانونی وبدون مجوز شرکت نکنند، و به اعتراض آنان که این جلسه اصلا غیر قانونی نیست توجه نمی کردند و می گفتند کارشان قانونی است.
آخرین سکانس این برنامه برگزاری شوی اعتراف بود. همه زنان را در اتاقی نشاندند و عده ای با دوربین فیلمبرداری وعکاسی داخل اتاق شدند و آقای قاضی که فرد معممی از اهالی اصفهان بود و همچنان معتقدبود که هدف ما اختیار کردن 4 شوهر برای خومان ویک زن برای همسرانمان است ، پس از آنکه ما را به عنوان فریب خوردگان کمپین و فریب خوردگان آقای دولتشاه نصیحت کرد، از همه دعوت کرد که به سخنان رضا دولتشاه گوش دهیم. بعد دو مامور رضا دولتشاه را که با چشمان متورم و قرمز و پاهای لرزان شباهتی به آقای دولتشاه که ما روز گذشته با او آشنا شده بودیم نداشت، آوردند. روی صندلی نشست و گفت از اینکه اعضای کمپین را به خانه اش دعوت کرده است و این مشکلات به وجود آمد عذر می خواهد. اما بازجو مرتب پافشاری می کرد که خودت را کامل معرفی کن و بگو که چه کسی هستی و چه طرز فکری داری و....سرانجام رضا با لحن آرام و مهربانش که تنها نشان َآشنای رضا دولتشاه دیروزی بود گفت:« من رضا دولتشاه هستم و پیگیر مطالبات صنفی کارگران و زحمتکشان».
-----------------
مرتبط:
کمپین یک میلیون امضا
کمیته همانگی برای ایجاد تشکل کارگری
زنستان: بر بازداشت شدگان خرم آباد چه گذشت
عکس از این آقا

0 کامنت:
ارسال يک نظر