با مسئولیت محدود

6/09/2007

اینک نبرد ممسنی؛
یا در جبهه شرق قرار است که خبرهایی شود



لشکرهای متخاصم برای جنگ بزرگ بعدی، نبرد مجلس هشتم آماده میشوند. لشکر شکست خورده اصلاحات با ژنرالهای سه گانه اش (به ترتیب قد) رفسنجانی، خاتمی، و کروبی و با فوجهای پیاده نظام و سواره نظام ایدئولوژیک اش امیدوار به نبرد پیش رو چشم دوخته است. از آشیخ کوچولوهای مشارکتی تا نوجوانان تازه بالغ وبلاگ نویس، از افسران کهنه کار و دلاور که بعد از مغلوبه شدن نبردهای پیشین فرار را برقرار ترجیح داده اند تا آنها که مانده اند، از سیاستمدران ورشکسته جبهه سابقا دوم خرداد تا تکنوکراتهای ریش و پشم دار بیکار، همه و همه با امید و آرزو مصمم اند که سناریوی جنگی مورد علاقه خود را برای چندمین بار تکرار کنند. و خلق تنگ تماشاگران بی حوصله هم برایشان کوچک ترین اهمیتی ندارد. سربازان مشغول تیز کردن شمشیرهای خویش اند و صدای «کربلا کربلا ما داریم میاییم» رفته رفته بلند میشود.

از میان افسران متواری ستوان سوم پیاده سید ابراهیم نبوی دوئل خود را با رقیب عشقی اش استوار یکم حسین درخشان ناتمام رها کرده و استعداد انشانویسی خود را در خدمت نبرد کبیر میهنی مجلس هشتم قرار داده:

280 روز تا انتخابات مجلس هشتم مانده است. اگر در این روزها درست رفتار کنیم، محتمل است که مجلسی با ترکیبی قابل قبول از اصلاح طلبان، کارگزاران، محافظه کاران میانه رو، و احتمالا جمع کوچکی از تندروها انتخاب شود.
ستوان سوم پیاده سید ابراهیم نبوی ایده های درخشانی برای پیروزی در نبرد دارد. به راستی که گنج همیشه در زباله دانی پیدا میشود و ایده ناب در وبلاگ ستوان سید ابراهیم نبوی:

اصلاح طلبان باید به جای فکر کردن به نامزدهای سیاسی و ناشناس، روی نامزدهای غیرسیاسی و سرشناس فکر کنند، مثلا اگر می دانند رضاکیانیان یا علی دائی یا الهی قمشه ای حاضرند نامزد انتخابات شوند، از آنها برای انتخابات دعوت کنند.(همان)
آشیخ کوچولوهای جبهه مشارکت اسلامی هم بیکار ننشسته اند و با تمام توان مشغول تیز کردن شمشیرهای خود هستند. حجت الاسلام محمد جواد روح مینویسد:

قهقهه نااهلان در آرامگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی و در سالگرد درگذشت او، در کنار بغض یکی از معدود یاران بازمانده آیت‌الله خمینی در مجموعه حاکمیت، تصویری از واقعیت سیاسی ایران در سال 86 است.

البته منظور از نا اهلان اینجا پرزیدنت احمدی نژاد و حداد عادل هستند و معدود یاران بازمانده آیت الله که بغض کرده است هم ژنرال رفسنجانی.

در این میان نوجوانان تازه بالغ، سرباز صفرهای بی جیره و مواجب ارتش اصلاحات هم سخت به تکاپو افتاده اند. بعضی از آنها که نوجوانترند و احساساتی تر حتا رویشان را زیاد کرده اند و در کار بزرگترها دخالت میکنند:

برخلاف عده‌ای که تصور می‌کنند رضا پهلوی این کاریزما، اُتوریته و توانایی را دارد که به‌عنوان قوی‌ترین آلترناتیو احتمالی حکومت‌ بعدی در ایران مطرح شود و به‌اصطلاح مردم گِرد او جمع گَردند، به‌نظر من این شانس برای سید حسن خمینی به مراتب بیش‌تر وجود دارد.

اگر بخواهیم واقع‌بینانه به قضیه نگاه کنیم، علی‌رغم افول رغبت مردم به روحانیون در سالیان اخیر، ولی به جهت تاثیر انکار ناپذیر مذهب بر عامه‌ی مردم ایران از یک طرف (انتخاب خاتمی را به‌ خاطر آورید و مقایسه کنید او را و تاثیری که بر مردم داشت و دارد، نسبت به فردی مثل مصطفی معین) و این نکته که او با هوشمندی و حتی سیاست‌مداری تا به حال خود را از همه‌ی مناصب حکومتی کنار کشیده و از اعتبار و پیشینه‌ی خانوادگی‌اَش خرج نکرده و در این میان در موضع‌گیری‌های حتی محافظه‌کارانه‌اَش* خود را به خاتمی و مجموعه‌ی اصلاح‌طلبان بیش‌تر نزدیک نشان داده تا اصول‌گرایان، از طرف دیگر، از امتیازات او محسوب می‌شود.
سرباز صفرهای مربوطه دیگر آماده اند که شلنگ انداز و پاکوبان تا خود کربلا بروند و در عین حال خیلی دلشان به حال خودشان میسوزد. حتا گاهی برای خودشان گریه میکنند:

حلقه زده ایم ؛ نشسته ایم دور تا دور . چشم هایمان از چشم خانه بیرون زده ؛ خیره شده ایم با دهان های نیمه باز , با حالتی از چهره که پر است از نگرانی و لبخند و پرسش ؛ رو به روی تلویزیون نشسته ایم , سراپا گوش , سراپا چشم , سراپا دل دل و اشتیاق و تنش . و همه هم سن و سالیم ؛ مهمانی آمده ایم , دوره نشسته ایم دور تا دور , صدای موزیکی نیست یا تحرک شادی . نه , ما ننشسته ایم تا یک شاهکار تازه سینمایی از فرنگ آمده را تماشا کنیم , نه ! فقط نشسته ایم تا از صفحه تلویزیون , از دهان مردی ردا به تن و عمامه پوش , آینده های هاشور خورده مان را بیرون بکشیم ؛ نشسته ایم تا بشنویم و ببینیم روحانی ناراضی همیشه در سکوت ِ پر حرف و حدیث , کدام گره را می گشاید و چه تابوی رسانه ای و حکومتی را در هم می شکند . کف می زنیم و گاهی با تعجب هم را نگاه می کنیم ؛ نسل بیچاره و بی فردا و ترس خورده ای که معصومانه و دلواپس و نا امیدانه چشم های خام و کودک و همچنان بی تجربه اش را به " سید حسن " ها دوخته است ؛ چه نسل غمگین و چه دوران تاریک و عجب روزگار " عجیب " غمناکی .

اما مهیای جنگ شدن تمام ماجرا نیست. به قول ناپلئون «شمشیر که سهل است کارد میوه خوری هم بدون پولیتیک نمیبرد». به همین خاطر است که بعضی از افسران ارتش اصلاحی در تدارک جنگ بزرگ میهنی پولیتیکهای نبوغ آمیزی میزنند. سرهنگ جانباز احمد غلامی مینویسد:
حسین شریعتمداری همواره ترجیح می دهد تئوریسین اصولگرایان باشد. کسی که مراقب است حتی اگر اصولگرایان هم از اصول خود عقب نشینی کردند با تندی و تیزی منحصر به فرد خودش با آنها برخورد کند. اگرچه چهره بیرونی حسین شریعتمداری آدمی تندخو و سازش ناپذیر است اما اطرافیانش، کسانی که از نزدیک با او کار می کنند، فروتنی و سلامت ایدئولوژیک او را ستایش می کنند. تابه حال از میان چهره های نظام که در پست های امنیتی فعالیت داشته اند کمتر کسی است که چون شریعتمداری بر عقاید ایدئولوژیک خود پافشاری کند. گویا تساهل و مدارا دو واژه ای است که شریعتمداری از آنان خاطره خوشی ندارد. همه این ویژگی ها می توانست شریعتمداری را در جایگاه مهم تری از وزارت ارشاد قرار دهد اما فروتنی آمیخته به غرور او هرگز نمی گذارد جایگاه مطمئن و موثر خود را رها کند و به جایی برود که ناچار به تساهل و مدارا شود.صفارهرندی نیز در این ویژگی ها با یار دیرینه خود مشترکاتی فراوان دارد.

فرماندهان رده بالا هم درین میانه شوری برانگیخته اند. سرلشکر محسن میردامادی به نبرد مجلس هشتم امیدوار است:
دبير كل جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي با بيان اينكه عملكرد دولت خوب نبوده است، گفت: اگر انتخابات سالم و خوب برگزار شود، وضعيت اصلاح‌طلبان خوب خواهد بود.

«محسن ميردامادي» در گفت‌وگو با ايسنا با اشاره به مقايسه دولت خاتمي با دولت فعلي از سوي مردم گفت: انتخابات شوراها نشان داد كه اصلاح‌طلبان يك گام به جلو آمده‌اند و فكر مي‌كنم اگر انتخابات سالم باشد، اصلاح‌طلبان يك گام بلند ديگر به جلو برخواهند داشت و تركيب مجلس هشتم با مجلس فعلي متفاوت خواهد بود.

دبير كل جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي در ادامه درباره‌ي احتمال تكرار شيوه‌ي نظارت بر انتخابات در انتخابات مجلس هفتم، گفت: بعيد است اتفاق مجلس هفتم دوباره تكرار شود. بعيد مي‌دانم تصميم‌گيرندگان اصلي كشور از شرايط پيش آمده راضي باشند. به نظر نمي‌رسد شرايط مجلس هفتم دوباره تكرار شود و من احتمال آن را بعيد مي‌دانم.
در جبهه شرق دارد خبرهایی میشود. احتمال اش هست که با پیروزی در این جنگ کبیر میهنی سفره دوباره پهن شود. چه سفره رنگینی خواهد بود و چه ضیافت با شکوهی. با این حال از مردم عادی دعوت میکنم هرچه زودتر به پناهگاه بروند. بوی خون به مشام میرسد.

0 کامنت: